دکتر سنگری / پرسش و پاسخ (سری اول)

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

امکانات وب

پر مخاطب ها

برچسب ها

* چرا امام‌حسين‌(ع) مانند برادرش امام‌حسن‌(ع) صلح نكرد؟

يكي از دلايل اين‌كه امام ‌با يزيد صلح نكرد، اين بود كه يزيد با معاويه كاملاً متفاوت بود. اگر معاويه برخي از شئون را حفظ مي‌كرد، يزيد هيچ‌چيزي را حفظ نمي‌كرد. يزد« شارب‌َ الخمر مُعلِمً بالفسق و قاتل‌النفس المحترمه» ، يعني هم قاتل است، هم فساد علني دارد وهم شرب خمر دارد و« مثل لايبُالُ» ،مثل‌ مني‌ هرگز صلح نمي‌كند، يزيد علناً قصد كشتن اباعبدلله (ع) را كرده بود. بنابراين اباعبدلله (ع)‌ چاره اي جز نپذيرفتن صلح  نداشت. كما اين كه جابربن عبدالله انصاري وقتي  گفت، چرا  مثل برادرت حسن (ع)‌صلح نمي‌كني، فرمود: اگر پيامبر  بيايد و با تو سخن بگويد  مي‌پذيري ، در يك عالم مشاهده و مكاشفه ايشان مي‌فرمايد هر چيزي فرزندم تصميم بگيرد تصيمن است. فضاي عصر امام‌حسين‌(ع) قابل مقايسه با امام‌حسن‌(ع) نبود. پس‌از شهادت امام‌حسن‌(ع) تا عصر يزد 10 سال فاصله است و امام‌حسين‌(ع) ده سال در زمان معاويه زندگي كرده است و قيام نكرده است. معلوم است كه شرايط و زمينه‌هاي زندگي او مثل عصر امام مجتبي (ع) بوده است.

* اگر يزيد از امام‌حسين‌(ع) تقاضاي بيعت نمي‌كرد، آيا باز هم آن حضرت قيام مي‌‌كرد؟

بي‌شك يزد با شخصيت  و با جهت‌گيري‌هاي سياسي خاصي  كه داشت، هرگز امام‌حسين (ع) در مقابل اعمال او ساكت و آرام نمي‌نشست، كما ‌اين كه در يكي از سخنراني‌هاي خودش كه در آغاز حركت دارد فرمود: من از زبان رسول‌خدا  شنيدم كه  هر كسي پادشاه ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كرده و«ونا منشأ لا حد الله»  عهد خدا را شكسته است و بر عليه او برنخيزد، خداوند او را با آن ظالم مشهور مي كند. بنابراين در فرهنگ ابا عبدالله سازشكاري با  شخصي مثل يزيد محال بود.امام قطعاً درمقابل يزيد مقاومت مي‌كند.«من مرا  تا سلطاناً  بي اورمتهل حرام الله»

* آيا يزيد قصد كشتن امام‌حسين‌(ع) را داشت يا فقط بيعت آن حضرت را مي‌خواست؟

آن چه كه مشخص و مسلم است، در مدينه بيعت مي‌خواست  اما در زماني كه ا مام‌حسين‌(ع) در مجلس وليد آمد، امام حسين (ع)‌  با زيركي و ترفند خاصي فرمود كه مسئله را به فردا بگذاريد تا مردم هم باشند، من مي دانم كه دوست نداري كه اين جا در شهر وقتي كسي نيست با تو بيعت  كنم، بگذار فردا باشد.اما مروان متوجه شد و گفت اگر حسين از مجلس بيرون برود، نه او را خواهي يافت و نه او بيعت خواهد كرد. پس او را در همين‌جا به قتل برسان.امام با زيركي خاصي از قبل كساني را اطراف دارالعماره قرار داده بود و گفته بود تا صداي من بلند شد بريزيد در آن‌جا. وقتي آن‌ها ريختند،عوامل يزيد هيچ اقدامي نمي‌توانستند بكنند. امّا امام در مكه زماني كه قصد طواف دارد، متوجه مي‌شود كه مأموراني از طرف يزيد قصد كشتنش را دارند،‌ زير احرام شمشير بسته‌اند و چون امام نمي‌خواست حرمت خانه خدا شكسته شود، در اين حال امام فرمود: من از خانه كعبه دور مي‌شوم، و  اگر قرار است خونم ريخته شود، اگر يك‌ وجب  هم دور از خانه خدا باشد بهتر است. حضرت اباعبدالله نخواست حرمت خانه خدا شكسته شود.

* در حادثه كربلا چند نفر از سپاه يزيد به امام‌حسين‌(ع) پيوستند؟ ظاهراً غير از حربن‌رياحي افراد ديگري هم بودند؟

 تعداد كساني كه به حضرت اباعبدالله پيوستند بيش‌از 12 نفر  بودند، جز حضرت حّر، فرزند حضرت حرّ ، علي هم به او پيوست و شهيد شد. ابوالفتوح آخرين نفري است كه از سپاه عمرسعد به اباعبدالله مي‌پيوندد، آن هم پس‌از شهادت اباعبدالله، پس‌از فرياد زينب، آيا در ميان شما مسلماني وجود ندارد، ابوالفتوح و دو برادرش مي‌جنگند و به شهادت مي‌رسند. يك‌دسته، كساني هستند كه اصلاً از كوفه به قصد پيوستن به اباعبدالله (ع)‌ در سپاه عمرسعد آمدند، چون راه‌ها را بسته بودند.  نمي‌توانستند بيايند.امّا بعضي‌ها متحول شدند، از جمله حضرت حر  و ابوالفتوح  بودند.

* آيا پس‌از شهادت امام‌حسين‌(ع)،‌ افراد ديگري هم در همان روز به شهادت رسيدند؟ اين افراد چند نفر بوده و چه كساني هستند؟

بعد‌ از حضرت‌اباعبدالله (ع)‌كساني در سپاه خودش به شهادت رسيدند. يكي از آن‌ها كسي است كه  زخمي مي ‌شود به اسم رويد بن ابي المتاع است، افتاده زمين و  بيهوش شده،‌ خنجري در مي‌آورد مي‌جنگد و به شهادت مي‌رسد. ديگر حفخاذ بن محند راصبي  است كه از بصره  حركت كرده  براي ياري امام،‌ وقتي مي‌رسد كه كربلا تمام شده است، و مي‌شنود كه حسين (ع)‌ را كشتند، شمشير مي‌كشد و پس‌از كشتن چند نفر از سپاه كفر به شهادت مي‌رسد. كساني هم داريم كه يكسال پس‌از كربلا به علت زخم‌هاي وارده شهيد مي‌شوند. مجموعاً‌ آثاري كه خودم استخراج كرده‌ام ، برايم روشن شده كه 136 نفر شهداي كربلا بودند، طبق زيارتنامه‌هاي موجود و منابع موثق فهرست تهيه شده است.

* امام‌حسين‌(ع) چند سفير قبل‌ از حركت خودشان به سمت كوفه اعزام كردند؟ اين افراد چه كساني هستند؟

اولين سفير ابا عبدالله الحسين (ع)‌ مسلم بن عقيل است.دو سفير ديگر هم دارد، قيس بن مسهر سيداوي و ديگري عبدالله بن يقطر يا بقتر يا بُختُر كه برادر رضاعي ابا عبدالله الحسين (ع)‌ بوده است.

* در كاروان اسراي كربلا، غير از حضرت‌سجاد(ع) چند مرد و كودك پسر وجود داشت و اين افراد چه كساني بودند؟

84 نفر مجموعه قافله اسرا بودند كه بخشي در كوفه جدا مي‌شوند،‌ مثل بعضي  از شهداي  كربلا  كه همراه كاروان ابا عبدالله در حركت بود، مانند مادر عَمربن‌جناده  ، قمر، مادر عبداله‌بن‌ عُمير  ، مثل زن زُهير.  85 از خانواده حضرت امام‌حسين‌(ع) 19 نفر زن بودند، يك تعداد از اين‌ها زخمي بودند مثل حسن مثني  فرزند امام‌حسن مجتبي(ع)‌ ، در كوفه مي‌ماند به علت جراحات زياد، بقيه كودكان، زنان و دختربچه‌ها  كه بزرگ‌ترين آنها امام سجاد(ع) بود و بقيه كودك بودند.

* چرا امام‌حسين‌(ع) با آن كه مي‌دانست كشته مي‌شود، اهل بيت خود را به كربلا برد؟

انقلاب كربلا را نبايد با معيارهاي عادي تبيين كرد و چون يك حادثه تمام و كامل است، بايد در اين عاليترين  الگو همه حاضر باشند،‌ بايد كودك باشد، زن باشد، تا كودكان و زنان الگو داشته باشند. اگر زمينه‌اي برا ي انتقال پيام نبود،‌كربلا بدون اين‌ها كامل نمي‌شد.

سرِّ ني در نينوا مي‌ماند اگر زينب نبود

كربلا در كربلا مي‌ماند اگر زينب نبود

 امام حسين (ع) فرمود، خدا اراده كرده است خانواده مرا اسير ببيند. اسارت قسمتي از نهضت كربلا بوده است. قصه صبوري زينب(س) ، فاطمه صغري (س) و

* چرا يزيد مي‌خواست قبل‌از حركت امام‌حسين‌(ع) از مكه، آن حضرت را در آن شهر و ديار ترور كند؟

يزيد بزرگ‌ترين مانع خود را امام‌حسين‌(ع) مي‌ديد. يزيد عنصري نبود كه اهل تفكر و منطق باشد. بهترين راه اين بود كه به‌خاطر بيعت مردم كوفه،  حسين‌(ع) را در مكّه  به شهادت برساند و ماجرا را جوري مسخ كند، چون مي‌دانست مردم كوفه نامه نوشتند و ممكن است مردم كوفه قيام كنند و نتواند در آن‌جا به مقصود خود برسد، تصميم گرفت در مكه كار را تمام بكند و قائله را تمام كند و به اسم كساني ديگر كه شناخته شده نبودند تمام كند و يا  به عنوان دعواي فردي مطرح كند.

* چرا حربن ‌يزيد رياحي زودتر از روز عاشورا به كاروان امام‌حسين‌(ع) ملحق نشد؟

حربن‌يزيد رياحي احساس روشني در خود داشت و به حقانيت امام‌ ايمان داشت، ولي هنوز رشته‌هاي تعلق را سست نكرده بود تا از سپاه عبيدالله‌بن‌زياد بريده شود. از طرف ديگر تصور مي‌كرد اگر در صحنه باشد بتواند بدون جنگ و خونريزي مسئله را پايان دهد و قصد داشت  امام  را متقاعد كند كه برگردد. اما روز تاسوعا ديد قصه كاملاً جدي است و گفت من احساس كردم ديگر راه كاملاً‌بسته است. و به عمرسعد گفت اي عمر تو با حسين مي‌جنگي؟ گفت:‌ آري مي‌جنگم و هيچ پيروايي هم ندارم كه بر اجساد آن‌ها اسب بتازانم. وقتي ديد نمي‌شود مسئله را به شيوه‌ سياسي يا با مماشات حل كرد ، تصميم خود را گرفت و به ياران امام پيوست.

* چه عواملي  باعث شد تا حربن‌يزيد رياحي به امام‌حسين‌(ع) بپيوندد؟

خداوند نوعي هدايت براي او ايجاد كرد. انسانها دو دسته‌اند، يا سالك مجذوب‌اند يا مجذوب سالك‌اند. سالك مخدوب كسي است كه خود راه مي‌رود و خدا دستش را مي‌گيرد و مجذوب سالك كسي است كه خدا دستش را مي‌گيرد تا راه بيفتد، گاهي اوقات با يك الهام انسان از جا كنده مي‌شود. حرّ در آخرين لحظات تصميم‌اش فهميد كه خداوند چه تقديري را براي‌اش چيده است. زماني حر  تصميم گرفت به اباعبدالله بپيوندد كه ترفيع درجه گرفته بود،‌ از فرماندهي 1000 نفر به 4000  نفر رسيده بود. در موقعيت بالاتري كه به دست آورد به آن پشت‌پا زد.

* چرا امام‌حسين‌(ع) در شب عاشورا كه لشكر عمر سعد قصد حمله به‌آن حضرت را داشت، از آنان مهلت خواست تا جنگ را به تعويق بياندازند.

 امام مي‌خواست آمادگي رواني  يارانش را به نهايت برساند. فرمود «اني احب الصلوه» به‌آن‌ها بگو من عاشق عبادت‌ام و مي‌خواهم امروز دوستانم و يارانم زمينه رشد روحي و رواني را داشته باشند و هم چنين  خواست خانواده‌ خودش را  آماده كند و اگر كسي مي‌خواهد برگردد يا از سپاه عمرسعد به امام بپيوندد اين فرصت را داشته باشد.

* اطلاعات و آمار واقعه كربلا و روز عاشوار توسط چه كساني نقل شده و تا چه حد صحت دارد؟

از چند جهت و از چند منبع اطلاعات رسيده است .از خيل كساني  كه  در كنار امام بودند و زنده مانده‌اند  ياران امام‌حسين‌(ع)، ناظران صحنه بوده‌اند. دسته دوم اطلاعات در عصر مختار به دست آ‌مد. مختار وقتي قاتلان  و ظالمان را دستگير كرد پيش از آن كه  آن‌ها را به قتل برساند مي‌گفت : بگوييد در كربلا چه كرديد،‌ آن‌ها گزارش مي‌دادند. نكته سوم،‌ اصلاً در خود سپاه عمرسعد گزارشگراني وجود داشتند كه معروف‌ترين آنها حميدبن‌مسلم است كه گزارش  مي‌نوشت. اطلاعات از اين سه طريق نوشته شده است و ثبت و ضبط شده است.

* آخرين‌بار كه آب به  خيمه‌هاي امام‌حسين‌(ع) رسيد چه زماني بود و اين كار توسط چه كساني انجام شد؟

 تا روز ششم آب بود. روز هفتم امام حفر چاه مي‌كند،  آب وجود دارد بعداً عمرسعد تهديد مي‌كند و امام چاه را مي‌بندد، و از روز هفتم آب نبوده ولي به نظر مي‌رسد  در شب نهم و حتي شب عاشورا هم آب بوده است، در شب عاشورا ابا عبدالله دستور داد مشك‌ها را آب كردند و آوردند كه از اين آب براي غسل استفاده كردند شبانه دعا خواندند،‌ اما آب مصرفي ديگر نبوده است. در روز عاشورا كاملاً آب قطع بوده است.

* جنگ روز عاشورا توسط چه كسي آغاز شد؟

جنگ از صبح  روز عاشورا كه به نظر مي‌رسد كه حدود ساعت 9  تا 5/9 صبح است توسط عمرسعد آغاز شد. و فرياد زد اي لشكريان خدا سوار شويد،‌  مي‌خواهم شما را به بهشت ببرم. خودش اولين تير را رها كرد .پس‌ازآن 10000 چوبه تير به سمت ياران امام پرتاب كردند كه هيچ تن از ياران نبود  كه تير نخورده باشد و پس از آن جنگ تن‌به‌تن شروع شد.

* اولين شهيد روز عاشورا كيست؟

درباره اولين شهيد روز عاشورا  چند قول وجود دارد،‌چون در اولين لحظات،  بيش‌از 40 نفر  شهيد شدند، كه  تعيين اولين شهيد بسيار مشكل است. اما در جنگ تن به تن مي‌گويند اولين شهيد عبدالله بن عمير  است كه خودش و همسرش شهيد شدند. بعضي‌ها گفته‌اند حربن‌يزيد رياحي اولين شهيد است، اولين شهيد از بني‌هاشم علي‌اكبر(ع) است.

* در صحنه كربلا چند زن به شهادت رسيدند؟

 دختر ام وهب همسر عبدالله بن عمير اولين زن شهيد بود.

* از خاندان امام‌حسين‌(ع) در كربلا چند نفر به شهادت رسيدند؟

از خانواده حسين‌(ع) 5 برادر شهيد شدند كه چهار برادر حضرت ابوالفضل العباس(ع) ، عبدالله و جعفر و عثمان بودند، يكي هم ابا بكر است كه  حضورش ترديده كرده‌اند.كه اگر ايشان هم آن‌جا باشند 5 برادر شهيد شده‌اند. از فرزندانش حضرت ‌علي‌اصغر(ع) است. حضرت علي‌اكبر(ع) است كه شهيد شدند. در بعد از كربلا محسن يا مُحَسّين  به شهادت مي‌رسد و سقط مي‌شود ودر پاي كوه جوشن در سوريه دفن مي‌شود و بعضي‌ها معتقدند كه عبداله رضي غير از علي‌اصغر(ع)‌ است، طفلي بوده  كه در كربلا متولد مي‌شود و ظاهراً دو روزه يا سه روزه بوده وشهيد مي‌شود.

* آيا حضرت علي‌اكبر(ع) از امام‌سجاد‌(ع) بزرگ‌تر بود؟

حضرت علي‌اكبر همان طور كه با اسمش است فرزند بزرگ اباعبدالله بودند، ايشان در كربلا حدود 27 سال  داشتند و برادرشان امام‌سجاد(ع) حدود 23 ساله بودند. فرزند ارشد علي اكبر است امام سجاد (ع)  علي اوسط و علي اصغر فرزند كوچك بودند.

* آيا صحت دارد كه امام‌باقر(ع) هم در روز عاشورا در كربلا حضور داشتند؟ اگر چنين است آن حضرت چند سال داشت؟

بله ، بعضي از اقوال هست كه اما‌م باقر‌(ع) بوده و دليل قطعي هم داريم براي اين امر،‌ همان‌طور كه در شهر شام امام محمّد باقر را  مي‌بينيم و به نظر مي‌رسد تازه به 5 سالگي رسيده است.

* دفن شهدا در كربلا توسط چه كساني و در چه زماني انجام شد؟

بعد‌از حادثه كربلا تا روز بعدش سپاه عمرسعد در كربلاست و غروب روز يازدهم قافله اسرا را از كربلا حركت مي‌دهند. عمرسعد كشته شدگان  خود را دفن مي‌كند، خودش نماز مي‌خواند و  از كربلا مي‌روند، اجساد شهداي كربلا مي‌مانند.  قبيله بني‌رياح حضرت حر را مي‌برند ويك مقدار دورتر  دفن مي‌كنند،‌ اما روز سوم امام‌سجاد(ع) خودشان مي‌آيند، چون بنابر اعتقاد ما شيعيان در دفن امام بايد امام بعدي حضور داشته باشند، امام سجاد (ع) مي‌آيد و به  شناسايي اجساد بدون سر مي‌پردازند. قبيله بني‌اسد كه آمدند بدن‌ها را نمي‌شناسند، امام سجاد(ع) همه  را شناسايي مي‌كنند، و همه شهدا  را در قبر بزرگي كه آماده شده ‌ مي‌چينند، و بعد حضرت امام‌حسين‌(ع) را جداگانه دفن مي‌كند و حضرت ابوالفضل (ع) را  در كنار علقمه دفن مي‌كند.آخرين كسي را كه دفن كردند جَون بود، جون غلام ابوذر بود، مي‌گويند يك هفته بعد كه بدنش را پيدا كردند بوي خوش مي داد و معطر بود،‌ جون از امام حسين (ع) خواسته بود كه او را دعا كند تا پس از مرگ بدنش زيبا و معطر شود.

* آيا دشمنان سرهاي تمام شهدا را از پيكر آنان جدا كردند؟

همه را خير. سر حضرت حر را جدا نكردند. سر حسن مثني  را جدا نكردند،‌چون هنوز زنده بود و يك نفر آمد  شفاعت كرد ،آشنايي  داشت با حسن مثني و او را برد و بعداً زنده ماند. ولي آن‌قدر كه مشخص است هفتاد و دو تن، هفتاد و دو سر است.

* مدفن حضرت زينب‌(س) كجاست؟

در مورد مزار حضرت زينب اختلاف اقوال بين مصر و شام زياد است. بسياري مي‌گويند، در تبعيد در مصر از دنيا مي‌رود، ولي به نظر مي‌رسد قول درست‌تر اين باشد كه در برگشت به شام براي ديدار آشنايان از جمله همسرش عبدالله بن جعفر كه آن جا بود و در شام از دنيا مي‌رود و قبر ايشان در شام است.‌

  • مطالب مرتبط
  • سخنان دکتر سنگری در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها
  • دکتر محمدرضا سنگری - گفتگو در کربلا
  • سوگ خوانی سالار حیات - دکتر سیدمحمد هاشمی فرد (ساجد)
  • عوامل حفظ منزلت و جایگاه ذاکر و مداح (بایسته ها و نابایسته ها) - دکتر سیدمحمدهاشمی فرد
  • گزارشی کوتاه از همایش حسین شناسی بنیاد دعبل استان بوشهر - دکتر هاشمی فرد
  • سخنان عاشورایی دکتر سید محمد هاشمی فرد (ساجد)
  • نویسنده : روابط عمومی بنیاد دعبل خزاعی بوشهر بازدید : 908 تاريخ : يکشنبه 29 بهمن 1391 ساعت: 3:56

    آخرین مطالب

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :